وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

۲۲ مطلب با موضوع «تراوشات ذهنی» ثبت شده است

صرفاً کمی شوخی

میدونم هر کاری سختی های خودش رو داره. ولی از حق نگذریم توی این چند روز اخیر خیلی مردونگی می خواد طلبه باشی 😬. مرد تر از اون کسی هست که با عمامه و ... بره تو خیابون. و مرد تر هم کسی هست که تو شاخ تهرون این کار رو کنه.

پ.ن (1): ممنوع الخروج شدنمون برای این بود که زیر بار کتک بعضی ها نریم 😕.

پ.ن (2): دونستن اینکه اگر دست یه عده روانی امشب بهت برسه تا حد مرگ میزننت، حس جالبی هست نه؟

  • آقای مجازی

{افشای مدارک جدیدی از شکنجه های زندان ابوغریب یاد آن حوادث تلخ را تازه کرد}

در شگفتم من، نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟

عجیب حیرت زده ام. هر چه فکر می کنم به جایی نمی رسم. آخر چطور می شود؟ چطور می شود دنیا با دیدن چنین حوادثی باز هم پابرجا باشد. چرا بعد از این حوادث خوشی باز هم معنا دارد؟ چطور بعضی ها می خندند؟ اصلاً چطور به راحتی این حوادث فراموش می شود؟ چرا در خیابان ها نمی ریزند؟ چرا فریاد بِأَیِّ ذَنْبٍ  سر نمی دهند؟
می دانید تجاوز جنسی به زنان زندانی و برهنه کردن و گرفتن عکس از آنها در برابر خانواده و بستگانشان یعنی چه؟ حس مردی را که می داند زنش در زندانی است که در روز بارها مورد تجاوز قرار میگیرد را می دانید؟ حس فرزندی که تعارض به مادرش را می بیند چه؟ حس جوانی که مجبورش کرده اند به مادرش تجاوز کند را درک می کنید؟ زجّه کودکان بی طاقت در اثر تجاوز گرگ صفتان را شنیده اید؟ ...
مرا طاقت بازنویسی شکنجه های زندان ابوغریب نیست ولی بخشی از نامه خانمی (1) - که طعم آن شکنجه ها را چشید - را در ادامه می آورم و چند لینک از صفحاتی که چنین فجایعی را تا حدی بازگو کرده اند نیز ذکر می کنم:

برای شما از چه بنویسم یا از چه بگویم، از این‌که شکم‌های تمام زنان ابوغریب از زنازادگان آمریکایی برآمده شده یا از ضرب و شتم‌های شدید و ایجاد زخم‌های عمدی در صورت زنان زندانی و ایجاد زخم‌های عمیق و به اصطلاح خودشان یادگاری در صورت زنان بگویم.

  • آقای مجازی

روز های اوّلی که اومده بودم حوزه، دیدم نهار معمولاً چلوکباب و چلوجوجه و استانبولی و قیمه و... میدن {که البته رایگان هم نیست ولی قیمت خیلی کمتری میگیرن}. این واقعاً من رو متعجب کرده بود چون با دید زاهدانه ای که از حوزه داشتم واقعاً فرق می کرد. راستش روز های اوّل کمی ترسیدم که نکنه ... .

الان بعد از دو سال و اندی در حوزه، به معنای واقعی فهمیدم که هر چلوکبابی چلوکباب نیست 😀. چلوکبابی که حوزه به طلبه ها میده به قدری کیفیتش پایین هست که بعضی از رفقای من تخم مرغ رو ترجیح میدن و این غذا رو نمی خورن. البته حوزه هم تا حدودی حق داره؛ چون نه خودش خیلی از لحاظ مالی مستغنی هست و نه میانگین طلبه ها از لحاظ مالی در وضعیت خوبی هستن که بتونن هزینه بیشتری بابت غذاها بدن، به همین خاطر باید با همین بودجه کم غذا رو آماده کنن هر چند مجبور باشن که از کیفیت غذا بزنن.

این ها رو نگفتم که بگم غذای حوزه بده و... . این ها رو گفتم که شما هم اگر روزی شنیدید تو حوزه طلبه ها دارن نهار چلوکباب می خورن، بدونید چلوکبابی که به ما میدن خیلی فرق میکنه با چلوکبابی که رستوران ها میدن؛ هر چند به جفتشون میگن چلوکباب.

 + واقعا خیلی از زخم زبون ها و اهانت هایی که بعضی از مردم به طلبه ها می کنن به خاطر همین بی اطلاعی ها و زود قضاوت کردن ها هست. حالا یکی اینجوری و یکی جور دیگه.


پ.ن (1): فکر می کنم دانشجوها بهتر بتونن حرف های من رو درک کنن آخه اونا هم تجربه دارن :))

پ.ن (2): طلبه ها اونطور که اکثر مردم فکر میکنن پولدار نیستن یا حداقل طلبه هایی که من دارم میبینم پول دار نیستن.

پ.ن (3): انصافاً از حق نگذریم قبول دارم یه سری طلبه یا روحانی بد وجود داره، ولی جان هر کی دوست دارید همه رو یه کاسه نکنید. تو هر گروهی آدم بد وجود داره.

خدایا هیچ وقت نذار زود قضاوت کنیم

  • آقای مجازی

یادمه روزی که درباره توقعات زیادی و آرزو ها و ... مطلبی نوشته بودم بعضی ها می گفتن که شعار هست و در عمل خبری نیست. اما الان با سربلندی اومدم بگم منِ طلبه در سن 20 سالگی با شهریه بسیار کم (زیر 100 تومن) برای ازدواج اقدام کردم و الان هم جزء متاهلین حساب می شم D:

نه ماشین دارم، نه خونه دارم، و نه سرمایه هِنگفت ولی در عوض الان بسیار احساس رضایت می کنم. خب آخه منتظر چی هستید؟ یعنی از من هم بی عرضه ترید؟ D:

+ لطفاً همینجور مجرد ول نچرخید و ازدواج کنید.

+ فقط من نیستم که اینطور شروع کردم و قراره پیش برم، از رفقای دیگه هم میشناسم که اوضاشون موقع شروع از من هم بد تر بوده و الان زندگی خوبی دارن. برید جلو و توکّل بر خدا کنید.

+ بابت دیر شدن درس بعدی روخوانی قرآن معذرت می خوام. این چند وقت درگیر درس و بحث و خواستگاری و عقد و... بودم، ان شاء الله آخرای کارش هست و به زودی قرارش میدم ولی این هم بگم که فقط همین درسی که قراره گذاشته بشه بیش از 10 ساعت تا به حال از من وقت گرفته.

خدایا خودت شرایط ازدواج همه مجرد ها رو فراهم کن

  • آقای مجازی

امروز چند تا از دوستانم رو در حالت هایی دیدم که واقعاً ناراحت شدم. این دوستان {ظاهراً مذهبی} که می گم، امروز با اینکه می دونستن شخص مقابل داره اذیت میشه و کارشون شرعاً حرام هست، ولی به اسم شوخی حسابی اذیتش کردن و امیدشون هم این بود که بعدش حلالیّت می گیرن. لذت نفس بود یا فریب شیطون نمیدونم. فقط می دونم شیعه به کسی می گن که در میدون عمل هم پایبند به دستور خدا باشه.
اینکه می گم فریب شیطون بود الکی نمی گم. این ندا عین ندایی هست که میگه گناه کن و وقتی پیر شدی توبه کن. یکم فکر کنید ببینید چند درصد از افرادی که می گن حلال کردیم واقعاً و از ته دل حلال می کنن؟ به نظر شما ممکن نیست به خاطر رو دروایسی و یا ترس از لقب بی جنبه و یا ... گفته باشه حلال کردم؟ و قطعاً میدونید که خدا به دل شخص نگاه می کنه نه به زبونش.
اصلاً گیریم که شخص از ته قلب حلال کنه. با معصیت خدا چه کنیم؟ مگر نگفت اذیت کردن حرامه؟ واقعاً به همین آسونی حرف خدا رو میشه زیر پا گذاشت؟ پس تقوا و ورع چی میشه؟ شیعه بودن یعنی این؟

پیامبر اکرم (ص): «لَا تَنْظُرُوا إِلَى صَغِیرِ الذَّنْبِ وَ لَکِنِ انْظُرُوا إِلَى مَنِ اجْتَرَأْتُم‏» (به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید). (کنز الفؤاد ج 1 ، ص 55)

خدایا پناه می برم به تو از شیطان و نفسم

  • آقای مجازی
وبلاگ سایت حاجت

وقتی امام عاشقان غائب است
اطاعت از خامنه ای واجب است

ختم صلوات