وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

{pdf مطلب برای دانلود قرار داده شده است}

درس اوّل: تاریخچه مختصری از نقطه و علامت گذاری قرآن

سوالات ابتدایی درس:

  1. شیوه کتابت زمان بعثت پیامبر (ص) چه فرقی با کتابت امروزه داشت؟
  2. چرا حتی بعضی از فصحای عرب در خواندن قرآن به اشتباه می افتاند؟(1)
  3. اولین کسانی که برای صحیح خوانی قرآن کریم قدم هایی را برداشتند چه کسانی بودند؟
  4. به ترتیب بیان کنید که چه اقداماتی برای صحیح خوانی قرآن در آن دوران صورت گرفت؟

شروع درس

در زمان بعثت پیامبر اکرم (ص) کتابت عرب به شکل کاملاً ساده ای صورت می گرفت به طوری که اصلاً خبری از حرکات و تشدید و سکون در کتابتشان نبود و حتی حروفشان دارای نقطه هم نبود. وقتی پیامبر (ص) به رسالت برگزیده شدند، کاتبان وحی قرآن را به همان رسم الخطّی که در آن زمان رایج بود می نوشتند. در آن زمان مشکلی از لحاظ صحیح خواندن نداشتند، چرا که هم تلفّظ صحیح را از پیامبر (ص) می شنیدند و هم اینکه در صورتی که در تلفّظ کلمه ای شک می کردند از خود پیامبر (ص) می پرسیدند.

پس از مدّتی که اسلام گسترش یافت و اقوام غیر عرب نیز به اسلام روی آوردند، از آنجا که با زبان عربی آشنا نبودند، نمی توانستند قرآن را بخوانند و حتی خود عرب ها نیز به خاطر معاشرت با غیر عرب ها به تدریج تغییراتی در سخنان آنها ایجاد شد به طوری که حتی فصحا نیز گاهی در سخن گفتن اشتباه می کردند.

در این زمان امام علی (ع) به فکر افتادند و برای حفظ و نگهداری قرآن تصمیم به پایه ریزی قواعدی کردند. حضرت این قواعد را به شاگردش ابوالاسو دُوئلی آموزش داد. ابولاسود نیز تصمیم گرفت برای تصحیح قرائت مردم، قرآن را علامت گذاری کند. او از برجسته ترین نویسنده آن دوران کمک گرفت و از او خواست وقتی قرآن می خواند به دهانش نگاه کند و موقع اداء هر حرف اگر لب های او حالت گشودگی گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز بالای آن حرف بگذارد و اگر حالت افتادگی و شکستن به خود گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز زیر آن حرف بگذارد و اگر حالت بهم پیوستگی به خود گرفت، یک نقطه با رنگ قرمز جلوی آن حرف قرار دهد. نقطه ی بالای حرف نشانگر مفتوح بودن آن حرف بود و به «فَتحَه» نام نهاده شد و نقطه ی پایین حرف نشانگر مکسور بودن آن حرف بود و به «کَسرَه» نام نهاده شد و نقطه ی جلوی حرف نیز نشانگر مضموم بودن آن حرف بود و به «ضَمَّه» نام نهاده شد. این علامت های اولیّه برای نشان دادن اعراب کلمات بود لذا به آن ها «نقطه اعراب» می گفتند. مثل:

با انجام این کار صحیح خواندن تا حدّی حاصل شده بود ولی هنوز مشکل تشخیص حروف متشابه همچنان باقی بود. برای بر طرف نمودن این اشکال، دو تن از شاگردان ابوالاسود به نام های یَحیَی بن یَعمُر و نَصر بن عاصِم حروف را نقطه گذاری نمودند. برای اینکه این نقطه ها با نقطه های اعرابی اشتباه نشوند، آنها را همرنگ حروف یعنی مشکی می نوشتند. به این نقطه ها از آنجا که ابهام حروف را از بین می بردند، «نقطه های اِعجام» می گویند.

بعد از مدّتی نیز همین دو شخص، با نقطه های زرد یا لاجوردی برای مشخص کردن الف و واو و یایی که به صورت همزه خوانده می شدند و با نقطه سبز برای مشخص کردن همزه وصل در ابتدای کلمات، اقدام نمودند.

با انجام شدن این کارها صحیح خوانی قرآن تا اندازه زیادی حاصل شده بود ولی یک مشکل دیگر مانده بود و آن مشکل به کار بردن رنگ های مختلف در کتابت قرآن بود. برای این مشکل نیز خلیل بن احمد فراهیدی دست به کار شده و نقطه هایی که بیانگر اعراب و همزه بود را تغییر شکل داد تا در صورت یک رنگ نوشتن آنها (هم رنگ متن) بتوان تشخیص شان داد. مثلاً برای فتحه از الف کوچیک استفاده کرد و ... که در هر درس های آینده همه را بیان خواهیم کرد.

بعد از ایشان نیز تغییرات دیگری نیز در رسم الخط ها صورت گرفت که هر کدام در سهولت آموزش و قرائت قرآن نقش زیادی داشتند و مورد استقبال واقع گشتند ولی از آنجایی که در گذشته وسایل ارتباطی مانند امروز موجود نبود و علمای فن رابطه ای با هم دیگر نداشتند، علامت هایی که مثلاً در مغرب برای بیان نکته ای وضع می شد با مشرق تفاوت داشت و این شد مبدأ پیدایش تفاوت علامت های قرآنی در رسم الخط های گوناگون. البته لازم به ذکر است که اصل کلمات قرآنی و شیوه نوشتن آنها در همه جا یکسان هست و تفاوت فقط در علامت هایی است که بعد ها برای سهولت در قرائت و ... وضع شده اند.

نکته پایانی این درس: اگر جایی از این درس {مثلاً منظور از الف و واو و یایی که به صورت همزه خوانده می شوند یا ...} مجهولاتی برایتان باقی مانده است، نگران نباشید این ها در درس های مربوطه کاملاً توضیح داده خواهند شد.


[1] در زبان عربی اگر مثلاً «ضرب زیدٌ» را «ضرب زیداً» بخوانید، از لحاظ ساختاری و معنایی جمله درست است ولی مشکل اینجاست که متکلّم معنای جمله اوّل را قصد کرده است نه معنای جمله دوّم را. در جمله اوّل «زید» زننده ضربه (فاعل) هست ولی در جمله دوّم خورنده ضربه (مفعول) است. لذا به خاطر نداشتن اعراب در رسم الخط آن زمان، حتی فصحای عرب نیز گاهی اعراب کلمات را اشتباه می خواندند و معنایی غیر از معنای واقعی قرآن را برداشت می کردند.


نظرات (۲)

سپاس
پاسخ:
؛)
بسیار عالی
پاسخ:
الحمدلله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
وبلاگ سایت حاجت

وقتی امام عاشقان غائب است
اطاعت از خامنه ای واجب است

موضوع پیشنهادی ما «درد دل» است