وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

وقتی فرزندان حضرت یعقوب (ع) نامه ایشان را به مصر بردند ، جبرئیل امین بر یعقوب ، نازل و سخنانی بینشان رد و بدل شد تا این جا رسید : خداوند به یعقوب گفت : ای یعقوب! من یوسف و برادرش را به تو باز میگردانم و هرچه از مال و خون و گوشت تو کاستیم ، آن را دوباره باز می گردانم ، پس خوش باش و چشمت نورانی باد ، و بدان آنچه بر سر تو آوردم همه برای ادب کردن تو بود ، پس ادب مرا بپذیر :« و انّ الذی فعلته بک کان ادباً منّی لک فاقبل ادبی » (بحارالنوار ، ج12 ، ص313)

در روایتی دیگر علت ادب یعقوب (ع) چنین ذکر شده است : خداوند به یعقوب وحی کرد : ای یعقوب آیا می دانی چرا بین تو و یوسف فاصله انداختم ؟ این ها برای آن بود که تو گفتی :

«و اخاف ان یاکله الذّئب و انتم عنه غافلون ; و من می‏ترسم گرگ  فرزند دلبندم را بخورد و شما (سرگرم بازى و تفریح و کارهاى خود باشید) و از او غافل بمانید.» (سوره یوسف ، آیه 13)

چرا از گرگ ترسیدی و به من امید نبستی ؟ ، چرا به غفلت برادران یوسف توجه داشتی ، اما به حفظ و مراقبت من توجه ننمودی ؟!


برگرفته از کتاب «خرافه یا واقعیت»

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
وبلاگ سایت حاجت

وقتی امام عاشقان غائب است
اطاعت از خامنه ای واجب است

موضوع پیشنهادی ما «درد دل» است