وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

وبلاگ سایت حاجت

السلام ای دلبر صحرا نشین

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غفلت» ثبت شده است

امروز چند تا از دوستانم رو در حالت هایی دیدم که واقعاً ناراحت شدم. این دوستان {ظاهراً مذهبی} که می گم، امروز با اینکه می دونستن شخص مقابل داره اذیت میشه و کارشون شرعاً حرام هست، ولی به اسم شوخی حسابی اذیتش کردن و امیدشون هم این بود که بعدش حلالیّت می گیرن. لذت نفس بود یا فریب شیطون نمیدونم. فقط می دونم شیعه به کسی می گن که در میدون عمل هم پایبند به دستور خدا باشه.
اینکه می گم فریب شیطون بود الکی نمی گم. این ندا عین ندایی هست که میگه گناه کن و وقتی پیر شدی توبه کن. یکم فکر کنید ببینید چند درصد از افرادی که می گن حلال کردیم واقعاً و از ته دل حلال می کنن؟ به نظر شما ممکن نیست به خاطر رو دروایسی و یا ترس از لقب بی جنبه و یا ... گفته باشه حلال کردم؟ و قطعاً میدونید که خدا به دل شخص نگاه می کنه نه به زبونش.
اصلاً گیریم که شخص از ته قلب حلال کنه. با معصیت خدا چه کنیم؟ مگر نگفت اذیت کردن حرامه؟ واقعاً به همین آسونی حرف خدا رو میشه زیر پا گذاشت؟ پس تقوا و ورع چی میشه؟ شیعه بودن یعنی این؟

پیامبر اکرم (ص): «لَا تَنْظُرُوا إِلَى صَغِیرِ الذَّنْبِ وَ لَکِنِ انْظُرُوا إِلَى مَنِ اجْتَرَأْتُم‏» (به کوچکی گناه نگاه نکنید بلکه به چیزی [نافرمانی خدا] که برآن جرات یافته اید بنگرید). (کنز الفؤاد ج 1 ، ص 55)

خدایا پناه می برم به تو از شیطان و نفسم

  • آقای مجازی

از این ثواب بزرگ غفلت نکنید!

این روز ها مساجد و... که افطاری می دهند، نیاز به حمایت مالی از طرف من و شما را دارند. خیلی از مساجد -یا حداقل مسجد محل ما- فقط با 100 تومان می توانند به تمام اهل مسجد افطاری بدهند. امام صادق (ع) فرموده: هرکس روزه دارى را افـطار دهـد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.(1) این یعنی با 100 تومن می توانیم ثواب چنیدین روزه دار را ببریم. این روز ها هم که ماه رمضان هست و ثواب ها چند برابر. البته قرار نیست حتماً همه ی 100 تومن را ما تنها بدهیم. هر چقدر که می توانیم کمک کنیم، حتی چند هزار تومن. مهم این هست که از این ثواب بزرگ غافل نشویم. و البته خودتان هم خوب می دانید که خدا به کمیت اهمیت نمی دهد، برایش مهم این است که به حد توانمان کمک کرده ایم.

خدایا توفیق افطاری دادن را به ما نیز عطا بفرما

  • آقای مجازی

وقتی فرزندان حضرت یعقوب (ع) نامه ایشان را به مصر بردند ، جبرئیل امین بر یعقوب ، نازل و سخنانی بینشان رد و بدل شد تا این جا رسید : خداوند به یعقوب گفت : ای یعقوب! من یوسف و برادرش را به تو باز میگردانم و هرچه از مال و خون و گوشت تو کاستیم ، آن را دوباره باز می گردانم ، پس خوش باش و چشمت نورانی باد ، و بدان آنچه بر سر تو آوردم همه برای ادب کردن تو بود ، پس ادب مرا بپذیر :« و انّ الذی فعلته بک کان ادباً منّی لک فاقبل ادبی » (بحارالنوار ، ج12 ، ص313)

در روایتی دیگر علت ادب یعقوب (ع) چنین ذکر شده است : خداوند به یعقوب وحی کرد : ای یعقوب آیا می دانی چرا بین تو و یوسف فاصله انداختم ؟ این ها برای آن بود که تو گفتی :

«و اخاف ان یاکله الذّئب و انتم عنه غافلون ; و من می‏ترسم گرگ  فرزند دلبندم را بخورد و شما (سرگرم بازى و تفریح و کارهاى خود باشید) و از او غافل بمانید.» (سوره یوسف ، آیه 13)

چرا از گرگ ترسیدی و به من امید نبستی ؟ ، چرا به غفلت برادران یوسف توجه داشتی ، اما به حفظ و مراقبت من توجه ننمودی ؟!

  • آقای مجازی
وبلاگ سایت حاجت

وقتی امام عاشقان غائب است
اطاعت از خامنه ای واجب است

موضوع پیشنهادی ما «درد دل» است